بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘لینوکس’

آیا واقعا متن باز بودن کافی است؟

ژانویه 18, 2011 بیان دیدگاه

در ابتدا این نکته را بگویم که من خودم از گنو/لینوکس استفاده می کنم و کاملا هم راضی هستم.

خیلی از افراد می گویند که مهم ترین مزیت لینوکس این است که متن باز است. با وجود این قابلیت ، می توان آن را بسیار سریع پیش رفت داد و ایرادهایش را خیلی زود کشف کرد. می گویند که گنو/لینوکس به خاطر این که متن باز است ، کاربران آن را ارتقا می دهند و کد هایش را می نویسند و دیگر تنها یک شرکت با ۲۰۰۰۰ کارمند نیست که این کار را انجام می دهد. بلکه یک جامعه با میلیون‌ها نفر است که این کار را انجام می دهند. اما آیا واقعا این چنین است؟

مشکل این جاست که یک جامعه ، هیچ مسئولیت رسمی ای مبنی بر این که بیایند و لینوکس را ارتقاء دهند بر عهده ندارند. بنابراین اصلا احساس مسئولیتی در این باره نمی کنند و خوب به تبع آن ، تلاشی هم برای پیش رفت دادن لینوکس نمی کنند. مگر این که خیلی علاقه داشته باشند. ولی وقتی که یک شرکت ، ۲۰۰۰۰ نفر کارمند داشته باشد که همه در قبال کارشان حقوق می گیرند و وظیفه‌ی شان کار کردن است و اگر کار نکنند یا حتی دیر به شرکت بیایند ، اخراج می شوند؛ این احساس مسئولیت در آن ها شکل می گیرد و پیش رفت شرکت و محصولاتش بسیار گسترده تر می شود. حال اگر با این شرایط ، محصولی که ارائه می شود متن باز باشد، اوضاع دیگر خیلی بهتر می شود.

پیشنهاد من این است که شرکت‌هایی که در زمینه‌ی لینوکس و گنو فعالیت می کنند ، تنها بر متن باز بودن بسنده نکنند و کارمند جمع کنند تا پیش رفت بیش تری داشته باشند. چرا که کارمند با یک فرد عادی در جامعه خیلی فرق دارد. کارمند باید کارش را بکند ولی یک فرد عادی در جامعه هیچ اجباری در این زمینه ندارد و اگر هم این کار را می کند ، به خاطر علاقه اش می کند. خوب خیلی مهم است که کارمندانتان از میان همین افراد علاقه مند باشد. چرا که هم علاقه به کارشان دارند که خیلی مهم است و هم این که دیگر این طور نیست که هر وقت دلشان خواست کار کنند. پس موفقیت بیش تری کسب می شود.

به امید روزی که متن‌ها باز شوند.

تجربه اوبونتو 10.10

اکتبر 29, 2010 بیان دیدگاه

من به عنوان یک تازه کار دارم این پست رو می نویسم و صرفا تجربه ی چند ساعته ی شخصی خودم رو می نویسم واز جایی کپی نمی کنم.

قبلا در یک پست گفتم که این اوبونتو واقعا شورش را در آورده. به هر حال مجبور شدم از فروش گاه سیتو با هزار بدبختی اوبونتو و کوبونتو 10.10 را سفارش بدهم. تقریبا 10 روز از زمان سفارشم گذشت و وقتی دیدم جناب سیتو تصمیم ندارند دی وی دی ها را برایم بفرستند ، دانلودش کردم و با یک ایمیل ، سفارش را لغو کردم.

حالا هم نصبش کردم.

تغییراتی که نسبت به نسخه ی 10.04 مشاهده کردم این ها بودند:

1. قالبش عوض شده. اما زیبا تر نشده. به نظرم شرکت کنونیکال کار حماقت باری کرده که تم را تغییر داده. اگر قرار باشد هر نسخه از اوبونتو یک قالب جدید داشته باشد به نظرم یک جوری می شود! البته چند تا تصویر زمینه‌ی جدید اضافه شده اند که بد نیست!

2. این را به سادگی حس کردم که اوبونتو 10.10 کمی روان تر و آسان تر از اوبونتو 10.04 شده. (شاید به خاطر این که اولین اوبونتویی که استفاده کردم 10.04 بوده و آن موقع تازه کار بوده ام)

3. نصابش تغییر کرده. وقتی می خواستم نصبش کنم در یک جا از من پرسید که آیا می خواهم کدک ها را نصب کنم. من هم گفتم آره. ولی بماند که هیچ چی نصب نشده بود.

4. قسمت Software Center بهتر و جالب تر شده.

دیگر تغییری حس نمی کنم.

در مورد مشکلاتی که مواجه شدم هم این نرم افزار Evolution (کلاینت رایانامه) هست که واقعا اعصاب خرد کن هست.

ولی واقعا ارزش تست کردن و استفاده کردن را دارد. اگر لینوکس مینت یک هفته ی دیگر هم نیاید ، دیگر در همین اوبونتو خواهم ماند و از آن استفاده خواهم کرد. خیلی خفن است!

اما تصویری از دسکتاپم :

تصویر دسکتاپ

تصویر دسکتاپ

مقایسه ویندوز با لینوکس!

اکتبر 12, 2010 4 دیدگاه

به توصیه‌ی یکی از دوستان ، تصمیم به این حماقت زدم تا لینوکس را ویندوز مقایسه کنم.

مثل این است که بخواهیم یک دستگاه ابر(:abar) رایانه را با یک عدد آتاری مقایسه کنیم! (البته نه به این شدت)

خوب بدون مقدمه می روم سر اصل مطلب.

لینوکس از ونیدوز بهتر است چون :

1. متن باز است و آن ها که نمی فهمند متن باز بودن نرم افزار و سیستم عامل چه فایده ای دارد می توانند گوگل کنند.

2. رایگان است.

3. امن است.

4. پیش رفت بسیاری دارد و آینده از آن اوست.

5. باگ هایش به سرعت برطرف می شوند.

6. وابسته به یک شرکت خاص نیست و بر پایه‌ی جامعه است.

7. سرعتش بسیار بیش تر است.

8. خلاقیت و تنوع در آن بسیار بیش تر است.

9. انحصاری نیست.

10. خودم می توانم برای خودم یک توزیع لینوکس بسازم و از آن استفاده کنم.

11. با یک کلیک همه‌ی نرم افزارهای سیستمم را به روز رسانی می کنم. (خارجی ها بهش می گن : update)

12. احتیاجی به Defrag کردن نیست.

13. نیازی به ریستارت ندارم بعد از نصب نرم افزار ها.

14. سخت افزارها را به شکل خودکار می شناسد.

15. از لحاظ زیبایی ظاهری که انواع افکت ها وجود دارند.

16. برنامه هایی که در لینوکس نصب می شوند شاید حجمی معادل یک صدم حجم برنامه های معادلشان در لینوکس باشد.

17. انعطاف پذیر است. از حجم 1 مگابایتی که روی سی پی یو های یخچال ها و ماشین لباس شویی ها و … نصب می شود تا 10 مگ که روی فلش مموری می توان جا به جایش کرد تا 10 گیگ که روی سرور و ابر رایانه  و سیستم کنترل هواپیما و انرژی اتمی و … نصب می شود و همه کار می کند.

18. در لینوکس می شود همه چیز را تغییر داد. دقیقا همه چیز. و طبق سلیقه خود آن را سفارشی سازی کرد.

19. در ویندوز ممکن است بعضی برنامه ها در کامپیوترتان اجرا شوند و شما خبر نداشته باشید و خودشان خودشان را آپدیت کنند (فکرش را بکنید ؛ مثلا 300 مگابایت آپدیت. بلایی که گاها سر خودم می آمد) یا مثلا خودشان اطلاعاتی را دریافت و ارسال و یا پاک کنند و یا بنویسند و در کل شما ممکن است هیچ کنترلی روی سیستمتان نداشته باشید. ولی در لینوکس ، همه چیز در اختیار شماست.

20. در ویندوز مثلا فرض کنید که شما رئیس یک شرکت کامپیوتری هستید و 10 میلیون پول دادید تا چند تا ویندوز برای رایانه های شرکتتان بخرید. بعد در آینده مثلا مایکروسافت پشتیبانی اش را از ویندوز قطع کند و کامل آن را رها کند. آن وقت شما می مانید و 10 میلیون پول داخل تنور. ولی در لینوکس ، شرکت تنها نقش پشتیبانی رسمی را دارد و هر شخص یا گروهی می تواند آن را توسعه و گسترش دهد. مثلا لینوکس مینت ، گسترش یافته‌ی اوبونتو است که توسط یک گروه از برنامه نویسان پشتیبانی می شود. نه یک شرکت.

21. از رجیستری استفاده نمی کند. استفاده از رجیستری دردسر و بدبختی دارد. باید بهینه سازی شود و نمی توان از آن ها Backup گرفت. برعکس لینوکس.

و …

این ها چیزهایی بودند که به ذهنم می رسیدند.

با این همه دلیل و معجزه دیگر احمق است کسی که بخواهد در ویندوز بماند. تنها دلیل ویندوزی ها این است که نرم افزار و بازی زیاد دارد. خوب عزیز من ، اگر مردم از لینوکس استفاده نکنند نرم افزار و بازی هم نخواهد داشت. بیایید لینوکسی شویم. شما را به خدا قسم!

دسته‌ها:لینوکس برچسب‌ها: , , ,

نصب پرینتر Canon LBP 2900 در لینوکس

سپتامبر 14, 2010 3 دیدگاه

این مشکلی بود که مدت ها بود خودم باهاش دست و پنجه نرم می کردم ولی در بیکاری گفتم سری به IRC بزنم و در مورد مشکلم بپرسم. چون در لینوکس هیچ بن بستی وجود ندارد.

سوالم را پرسیدم و آن ها یک لینک به من معرفی کردند که از طریق آن به جوابم برسم و رسیدم. حالا ترجمه شده آن را این جا می گذارم تا خیلی ها استفاده کنند. اگر چه تعداد کاربران این نوع از پرینتر کم است در ایران.

1. درایور را دانلود می کنیم. از این لینک یا این لینک.

2. خیلی ساده آن را از حالت فشرده خارجش می کنیم.

3. داخل فولدر Driver و سپس داخل فولدر Debian می آییم.

4. هر دو بسته را با کلیک کردن روی آن ها نصب می کنیم.

5. این دستور را در ترمینال می زنیم.

sudo /etc/init.d/cups restart

6. بعد این دستور را


/usr/sbin/lpadmin -p LBP2900 -m 
CNCUPSLBP2900CAPTK.ppd -v ccp:/var/ccpd/fifo0 -E

7. و سپس این یکی را

 /usr/sbin/ccpdadmin -p LBP2900 -o /dev/usb/lp0

8. بعد این دستور را می زنیم

sudo /etc/init.d/ccpd start

9. در توزیع های مبتنی بر دبیان این دستور را بعدش می زنیم

sudo update-rc.d ccpd defaults 20

10. ولی در توزیع های دیگر این را می زنیم

gedit /etc/rc.local

11. و در نهایت این دستور را می زنیم

 /etc/init.d/ccpd start

اکنون پرینتر آماده‌ی استفاده است. برای بررسی وضعیت پرینتر این دستور را در ترمینال وارد کنید.

captstatusui -P LBP2900
دسته‌ها:لینوکس برچسب‌ها: , , , ,

شخصیت افراد را از روی توزیعشان بشناسید

سپتامبر 7, 2010 بیان دیدگاه

این را می دانستید که می شود شخصیت افراد را از توزیع مورد استفاده‌شان متوجه شد؟ نه مطمئنا نمی دانستید.

اوبونتو :

کاربران اوبونتو معمولا تازه کار هستند و افرادی هستند محافظ کار! بعضا از شلوغی خوششان نمی آید و دنبال دردسر نمی گردند. گاهی هم برای تست یا یک کار کوچک به این سرزمین آمده اند.

فدورا :

فدورا  بازها معمولا کمی مغرور هستند. آن ها هم از شلوغی خوششان نمی آید. خیلی از کاربران فدورا به اصطلاح «گیک» هستند. معمولا آن ها به دنیای لینوکس علاقه‌ی زیادی دارند و به اصول آن پایبند هستند.

لینوکس مینت :

لینوکس مینت فرزند اوبونتو است و اغلب ویژگی های پدر خود را به ارث برده است. کاربران این توزیع هم به دنبال سادگی و زیبایی و ظرافت توامان هستند. بین آن ها هم تازه کار و هم حرفه ای پیدا می شود. این ها کاربرانی هستند که حوصله و وقت کافی ندارند و معمولا لینوکس را دوست دارند.

اوپن سوزه :

کاربران اوپن سوزه را که غالبا می شناسید! افرادی هستند که از زیبایی خوششان می آید. معمولا افراد بسیار با حوصله‌ای هستند. خیلی محافظ کار نیستند و احتمالا از دست ویندوز 7 فرار کرده اند. معمولا حاضرند چیزهای جدید را تجربه کنند. این کاربران هم معمولا «گیک» هستند.

آرچ لینوکس :

افرادی که از این توزیع استفاده می کنند به دنیای لینوکس و خصوصا توزیع خودشان علاقه‌ی بسیاری دارند و عموما حرفه‌ای هستند. حرف های دیگران معمولا زیاد برایشان اهمیت ندارد. به زیبایی هم کمی اهمیت می دهند.

دبیان :

کاربران دبیان غالبا حرفه‌ای هستند. زیاد اهل سوسول بازی نیستند و از این مسخره بازی ها هم خوششان نمی آیدD: گاها افرادی جدی هستند و زیاد به دنبال چیز های جدید و این جور چیزها نیستند. گاها انسان هایی هستند که اعتماد به نفس خیلی خوبی دارند.

پارسیکس :

پارسیکسی ها که اغلب ایرانی هستند (خوب شد گفتم!) انسان هایی اند که معمولا یا حرفه‌ای هستند یا تازه کار و نه چیزی میان آن دو. به سادگی علاقه دارند و دوست دارند کارشان خیلی خوب راه بیفتند. خصوصیات رفتاری آن ها کمی شبیه لینوکس مینتی هاست. این ها هم مثل آن ها وقت و حوصله‌ی زیادی ندارند.

چاکرا :

چاکرا فرزند آرچ است و خیلی از ویژگی های آرچ را به ارث برده است. این دسته از کاربران به سادگی و زیبایی توامان اهمیت می دهند. تازه کار تر از آرچ کار ها هستند و دنبال کشفیات جدید می روند.

کمک! کدام توزیع؟

اوت 30, 2010 7 دیدگاه

در حال حاضر در یک حالت موسوم به منگنه (اسمی که خودم رویش گذاشته ام) قرار دارم. در این حالت ، من باید چیزی را انتخاب کنم ولی در این بین ، گیر کرده ام.

من می خواهم از بین توزیع های Linux Mint(توزیع فعلی) ،  Arch Linux ، openSUSE، parsix (به توصیه یکی از دوستان عزیز و با بررسی های خودم) و chakra یکی را انتخاب کنم.

ولی در مورد Linux Mint :  فروانی مخازن و راهنماها و نرم افزارهای مورد نیاز ابتدایی ،

در مورد Arch Linux : زیبایی و سادگی

در مورد openSUSE : زیبایی و قدرت

در مورد parsix : آسانی و نرم افزار های از پیش نصب شده

و در مورد chakra : زیبایی ، آسانی و قدرت

من را وسوسه می کنند که به طرفشان بروم. اما شاید باورتان نشود که من از لیست بالا فقط با Linux Mint کار کرده ام و دارم کار می کنم و چند دقیقه هم با openSUSE کار کرده ام ولی در مورد بقیه ی توزیع ها باید بگویم که اصلا با آن ها کار نکرده ام و حرف هایم تماما از روی نوشته هاییست که در سایت ها و بلاگ ها خوانده ام.

اگر یک انسان خداشناسی بیاید و کمی بیش تر راهنمایی کند (اگر از توزیعی استفاده کرده و از آن راضی است) و بگوید که کدام یک از این ها مناسب تر برای من تازه کار به نظر می رسد ، لطف بزرگی کرده.

اولین تجربه کار با کانال IRC

اوت 26, 2010 3 دیدگاه

همان طور که می دانید من از توزیع بی نظیر لینوکس مینت استفاده می کنم. چندی پیش سیستمم را آپدیت کردم و اوپن آفیس دچار مشکل شد و هنگام باز کردن آن ، این پیغام را مشاهده می کردم :

The application cannot be started.
The user interface language cannot be determined

جست و جوی بسیاری کردم ولی نتیجه نگرفتم. در لیست برنامه هایم که از پیش در لینوکس مینت نصب شده بودند گشتی زدم و برنامه ای به نام XChat را دیدم. یک کلاینت چت IRC . با خودم گفتم که شاید بتوانم از طریق این نرم افزار و این کانال ، جواب خودم را پیدا کنم. آن جا سوال خود را پرسیدم. اول پرسیدم که نسخه بعدی لینوکس مینت کی می آید؟ یکی از آنها در جواب گفت ۳ ماه دیگر. بعد سوال اصلی ام را که مشکلم با اوپن آفیس بود پرسیدم. همان فرد در جوابم گفت :

باید به فولدر home بروم ، سپس با استفاده از دکمه های ctrl+h فایل های hidden را show کنم. بعد در لیست فولدر ها دنبال فولدر openoffice.org. بگردم. بعد هم آن پوشه را حذف/تغییر نام/جا به جا کنم.

من هم همین کار را کردم و با کمال تعجب و خوش حالی متوجه شدم که مشکلم با اوپن آفیس حل شده.

این یکی از دلایلیست که لینوکس را به سایر سیستم عامل ها ترجیح می دهم. لینوکسی ها مایلند به دیگر لینوکسی ها در هر جای زمین کمک کنند و سعی کنند مشکلات هم را برطرف کنند. به این می گویند روحیه ی لینوکسی.

انتقاد از رادیو لینوکس اف ام

اوت 25, 2010 4 دیدگاه

من تا حالا سه یا چهار بار از رادیو لینوکس اف ام پادکست دانلود کرده ام. مطلبی که در زیر می خوانید صرفا نظر شخصی من است.

هر سه بار هم به یک صورت نا راضی بودم. شاید نا رضایتی ام به خاطر این که لینوکس اف ام تازه کار است (که فکر نکنم باشد) یا من تازه کارم (که هستم) قابل توجیه نباشد.

به هر حال من در این موارد می خواهم انتقاد خودم را بیان کنم :

- در بعضی از پادکست ها به جای این که مطالب مفید در رابطه با لینوکس را ارائه دهند ، در مورد مطالب کم اهمیت دور هم جمع می شوند و با یک عدد ضبط کننده صوت شرح غذا خوردن و بگو بخند کردن هایشان را می دهند.آخر یکی نیست بگوید که به ما چه؟! مثلا در همین برنامه LAMP

- در بعضی بخش های پادکست افرادی که صحبت می کنند آن قدر خشک و بی حس و حال حرف می زنند که کمی تهوع آور است و آدم دلش می خواهد پادکست را جلو بزند. مثلا آن آقایی که خبر های جدید BSD را می گوید.

- بعضی از گویندگان صدایشان برای پادکست اصلا خوب نیست. بهتر است صدایشان را ویرایش کنند.

- در یکی از پادکست ها در قسمت مصاحبه آن قدر کیفیت پایین بود که ترجیح دادم دیگر به ادامه مصاحبه گوش نکنم. کیفیت صدا را طوری کنید که قابل شنیدن باشد.

به هر حال امیدوارم به گوش رادیو لینوکس اف امی ها برسد و برنامه هایشان را بهتر کنند. من با وضع فعلی ، در حالی که چند پادکست قبلی لینوکس اف ام را دانلود کرده بودم ، ترجیح دادم که پادکست جدید را (شماره 16) دانلود نکنم.

چی شد که لینوکسی شدم

اوت 23, 2010 بیان دیدگاه

خیلی ها داستان لینوکسی شدنشان را نقل می کنند ولی داستان هیچ کدام به جذابی مال من نیست. پیش نهاد می کنم بخوانید.

من کار با کامپیوتر را از کلاس سوم ابتدایی شروع کردم. یک کامپیوتر رومیزی با سیستم عامل ویندوز XP خریده بودیم. من هم شروع کردم به کار و آن زمان تقریبا هیچ چیزی از کامپیوتر نمی دانستم.  وقتی هم با ویندوز XP کار می کردم ، نمی دانستم که مثلا این یک سیستم عامل است و …

خلاصه شروع کردیم به کار و پس از چند روز سر از کار ویندوز در آوردیم . شروع به کار کردیم و هنوز هم خبری از لینوکس نبود. چون آن موقع ها زیاد لینوکس مد نبود (شاید هم بوده و ما خبر نداشتیم). بعد از سه سال ، وارد کلاس اول راهنمایی شدم و آن جا در کتاب درسی کامپیوترمان انواع سیستم عامل را معرفی کرده بود از جمله لینوکس و مک. من زیاد به مک توجه نکردم ولی توجهم کمی به لینوکس جلب شد. تصمیم گرفتم که کمی در موردش پرس و جو کنم.

به سراغ یکی از همکلاسی هایم رفتم و گفتم :«می دونی لینوکس چیه؟ تا حالا باهاش کار کردی؟ چجوریاس؟» او هم در پاسخ گفت : «آره. الآن روی کامپیوترم نصبه. از بی ویندوزی دارم لینوکس کار می کنم»!!! من هم فکر کردم که شاید راست می گوید و عطای لینوکس را به لقایش (لقا که چه عرض کنم) بخشیدم.

دو سال گذشت. در این دو سال مردم بیش تر در مورد لینوکس حرف می زدند. و من هم همچنان بی توجهی و بی اهمیتی را ناهار لینوکس می کردم.

یک روز تصمیم گرفتم بروم و یک لینوکس بگیرم و نصب کنم ببینم چیست که این همه حرف می زنند در موردش. چون من زیاد از توزیع های لینوکس سر در نمی آوردم ، به کسی که مسئول اتاق تکنولوژی مدرسه مان بود گفتم :« یه لینوکس خوب می خوام.» او هم گفت که زنگ بعد بیایم و CD را تحویل بگیرم. زنگ بعد رفتم و CD اوبونتو ۸.۰۴ را با هزار شور و اشتیاق تحویل گرفتم و آمدم خانه و توی CD Rom گذاشتم و شروع کردم به نصب. آن موقع زیاد نصب اوبونتو ساده نبود. من هم نفهمیدم دارم چه کار می کنم و در نتیجه دکمه ی نصب اوبونتو روی کل هارد دیسک را زدم و هر چی که داشتم و نداشتم پاک شد. کل هارد دیسک فرمت شده بود ، لینوکس هم نصب نشد که نشد. به شدت عصبانی شدم و کینه ی لینوکس را دو سال به دل گرفتم تا جایی که اگر کسی ازم در مورد لینوکس جویا می شد ، پشیمان می شد.

دو یا یک سال بعد یک روز در مدرسه مان یک نمایش گاه بر پا شد. یک نمایش گاه که هر کسی دستاورد های خودش را ارائه می داد یا چیزی را معرفی می کرد. آن سال هم اولین سال آغاز به کار نمایش گاه بود. در یکی از غرفه (البته زیاد شبیه به غرفه نبود) های نمایش گاه ، یک انسان از خدا با خبری اوبونتو را معرفی می کرد. آن زمان من تا حالا روی لینوکس را ندیده بودم. اوبونتو را روی کامپیوتر غرفه ی لینوکس نمایش گاه مدرسه دیدم و کمی از آن خوشم آمد ولی دوستانم که با آن ها در نمایش گاه همراه بودم ، از لینوکس به بدی یاد کردند و یکی از آن ها می گفت که لینوکس آشغال است و دیگری می گفت که لینوکس آشغال تر است. چون از مایکروسافت تقلید کرده است! به کجا می روند؟! البته هنوز هم که چهار پنج ماهی از آن قضیه می گذرد ، همین حرف را می زنند.

من از آن لینوکسی که اوبونتوی ۱۰.۰۴ بود و دسکتاپ گنوم را به همراه داشت خوشم آمد و تصمیم گرفتم دیسک آن را از آن ها به رایگان بگیرم و نصبش کنم و همین کار را کردم. موقع نصب خیلی مواظب بودم تا دوباره هاردم فرمت نشود و با هزار دعا و توسل اوبونتو را نصب کردم. البته از طریق ویندوز (یعنی روی ویندوز 7 غیر قانونی و دزدی خودم نصبش کردم).

دو سه روزی با آن کار کردم و وقتی دیدم که برنامه های تحت ویندوز را اجرا نمی کند ، کنارش گذاشتم در حالی که هنوز نصب بود.

بعد از یک ماه (اگر اشتباه نکنم) یک اتفاقی افتاد که باعث شد ویندوز 7 ام پاک شود و نابود شود. یک اتفاق خدایی بود. من هم چون قبلا تحقیقاتی در مورد لینوکس کرده بودم ، راضی شده بودم که از لینوکس استفاده کنم و این حادثه هم که خیلی عالی بود و شرایط را فراهم کرد.

من هم سریعا اوبونتو را توی DVD Writer گذاشتم و نصبش کردم و اولش کمی سخت بود و هزار دردسر و مشکل داشتم ولی کم کم عادت کردم و فهمیدم که در لینوکس هیچ راهی بسته نیست و برای هر مشکلی یک راه حل درست و حسابی وجود دارد. بعد از نصب اوبونتو و یک ماه استفاده از آن تصمیم به نصب کوبونتو گرفتم و بعدش هم چند تا توزیع خریداری کردم (فدورا ، لینوکس مینت ، اوپن سوزه) و هم چنان هم از لینوکس به عنوان سیستم عامل اصلی استفاده می کنم و اصلا از ویندوز استفاده نمی کنم و کاملا هم راضیم.

این بود داستان لینوکسی شدن من. من توصیه شدیدی می کنم که شما هم دست از سر ویندوز بر دارید و لینوکسی شوید. ضرر نمی کنید ;)

مقایسه اوبونتو ، فدورا ، لینوکس مینت ، اوپن سوزه

اوت 23, 2010 7 دیدگاه

من فرصت این را پیدا کردم که هر چهار تایشان را تست کنم ولی در این میان فرصتم برای تست اوبونتو و لینوکس مینت کمی بیش تر بود.

اوبونتو

اوبونتو

اوبونتو :

یک توزیع خوب بر پایه دبین. تقریبا نمی توان کسی را پیدا کرد که با لینوکس دسکتاپ کار کرده باشد و اسم اوبونتو را نشنیده باشد. پر طرفدار ترین توزیع است و همین دیگر!

من با این توزیع آن هم نسخه ۱۰.۰۴ و با محیط میزکار گنوم شروع کردم. در آن زمان فقط از اوبونتویم به عنوان توزیعی برای تست لینوکس استفاده می کردم.

مراحل نصب آن بسیار ساده و جذاب است و پس از پایان نصب ، کدک ها و جاوا را باید خودتان نصب کنید. (چیز عجیبی نیست). با Ubuntu software centre هر نرم افزاری را می توان روی اوبونتو نصب کرد. اگر مثل من کارت گرافیک nVidia دارید پدرتان در می آید. ولی البته خیلی در نمی آید. فقط کمی در می آید. چون صفحه بسیار ریز می شود و مجبورید درایور کارت گرافیکتان را طبق راهنما دانلود کنید.

نیازی به توضیح نیست ولی این را بگویم که برای تازه کاران ، اوبونتو دومین انتخاب است. اولین انتخاب را به شما خواهم گفت که چیست.

فدورا

فدورا

فدورا :

فدورا یکی از قدرتمند ترین و محبوب ترین هاست پس از اوبونتو با محیط میزکار پیش فرض گنوم. بهتر است آدم حرفه ای ها به سراغش بروند. من هم در حال حاضر دو روز است که فدورا نصب کرده ام و از آن جا که حرفه ای نیستم ، حالم دارد به هم می خورد از این توزیع آشغال! البته با توجه به این که شاتل بنای ناسازگاری نهاده و تصمیم گرفته که اینترنت پرسرعت ۱۲۸ که قبلا سرعت دانلودش ۶۰ بود را به ۱۶ کاهش بدهد ، این وضعیت نا به هنجاریست که منجر می شود به مبین نت یا GPRS ایرانسل روی بیاورم.

DVD فدورا حاوی دسکتاپ های KDE و Gnome و Xfce است که البته در مورد Xfce باید بگویم که وقتی نصبش کردم انگار اصلا نصبش نکردم. چون اثری ازش نبود.

مدیر بسته yum واقعا کلافه ام کرده و اعصاب معصاب برایم نگذاشته است. چون فقط در خط فرمان می شود از آن استفاده کرد. یک چیزی هم دارد به نام gpk که مثلا گرافیکیست ولی اصلا کار نمی کند. خلاصه من هم تصمیم دارم احتمالا ۱ ماه با این وضع دست و پنجه نرم کنم.

یک چیز خوبی که از فدورا دیدم این بود که بعد از نصب ، صفحه مثل اوبونتو ریز نمی شد. با این که کارت گرافیک نصب نیست ولی صفحه هم ریز نیست و کمی قابل تحمل است.

خلاصه این چیز هایی که در مورد فدورا گفتم فقط از نظر خودم است و شما نباید یک طرفه قضاوت کنید. من هم که تازه کارم و با این چیز ها نباید سر و کار می داشتم.

لینوکس مینت

لینوکس مینت

لینوکس مینت :

به جرات می توانم بگویم که این از بهترین و عالی ترین لینوکس هاییست که تا به حال دیده ام. حرفی را برای گفتن برای اوبونتو باقی نمی گذارد. بسیار عالیست. مراحل نصب آن بسیار ساده است و اگر شما DVD آن را دانلود یا خریداری کنید و سعی کنید که از طریق DVD ، لینوکس مینت را نصب کنید ، باز هم می توانید از آن به صورت لایو استفاده کنید. پس از نصب ، می توانید فیلم ببینید و موسیقی گوش کنید چون codec ها از پیش نصب شده اند. جاوا هم نصب است. فلش هم همین طور. ظرافت و زیبایی بسیاری دارد و هم چنین با منوی Mint ، صفحه دسکتاپ جذاب تر و استفاده از مینت لذت بخش تر می شود. در درون DVD مینت ، من فقط دسکتاپ گنوم را دیدم و سایر دسکتاپ ها نبودند. در کل مینت خیلی خوب است.

بسیاری از نرم افزار های مهم هم از پیش نصب هستند مثل VLC و openoffice.org. ولی هیچ بازی یی ندارد. حوصله مان سر می رود.

این انتخاب اول تازه کاران لینوکس است. بسیار بسیار عالیست و دیگر حرفی ندارم که در موردش بنویسم.

اوپن سوزه

اوپن سوزه

اوپن سوزه :

من فقط ۱ ساعت با اوپن سوزه کار کرده ام و تجربه ام در حد ۱ ساعت است.

توزیع خوبیست و از آن جا که محیط پیش فرض آن KDE است ، خیلی ها آن را به همین خاطر انتخاب می کنند.

یک چیزی دارد به نام Yast که نمی دانم مدیر بسته است ، کنترل سنتر است ، یا چیست ولی می دانم چیز خیلی قدرتمندیست. این موضوع را در عمل فهمیدم.

در اوپن سوزه شما نمی توانید به سادگی به اینترنت وصل شوید چون شواهد و قراین هاکی از این است که Knetwork manager باگ دارد و نمی توان با آن به سادگی به اینترنت وصل شد. باید ابزاری به نام qinternet را طبق این راهنما از طریق DVD اوپن سوزه ابتدا نصب کنیم و از طریق آن ابزار به اینترنت وصل شویم.

اگر مثل من کارت گرافیک nVidia دارید ، اوپن سوزه بیچاره تان می کند. چون مشکلات فراوان گرافیکی پیدا خواهید کرد.

در کل اوپن سوزه چیز خوبیست و به نظرم ارزش تست کردن را دارد.

همین دیگر!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.