بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘همین جوری’

نوکیا ۵۲۰۰ یک گوشی تمام عیار با قابلیت‌های بی نظیر

ژانویه 18, 2011 بیان دیدگاه

چندی پیش من یک گوشی نوکیا ۵۲۰۰ خریداری کردم. ویژگی‌های بی نظیر این گوشی من را حیرت زده کرد و لازم دانستم که شما را با این گوشی تمام عیار آشنا کنم تا بتوانید با قیمیتی بسیار اندک، یک تلفن همراه کاملا پیشرفته و هوشمند مناسب با تکنولوژی‌های روز خریداری کنید.

این تلفن همراه تقریبا تمام آن انتظاراتی که شما از یک گوشی موبایل دارید را براورده می کند. شما می توانید این گوشی را با قیمتی حدود ۷۰ تا ۹۰ هزار تومان از بازار ایران خریداری کنید و یک جا ، تمام امکانات لازم را داشته باشید.

نمایشگر

نمایشگر این گوشی یک نمایشگر تقریبا بی نظیر از نوع CSTN با توانایی نمایش ۲۵۶۰۰۰ رنگ است. حیرت آور است. آیا شما به جز قرمز و آبی و نارنجی و زرد و سفید و سیاه و بنفش و قهوه‌ای و صورتی و کرمی و سرمه‌ای و نیلی و چند تا رنگ دیگر ، باز هم رنگی را می شناسید؟ اینجا با گوشی نوکیا ۵۲۰۰ شما می توانید ۲۵۶۰۰۰ رنگ را تماشا کنید. رنگ‌هایی که حتی اسمشان را هم نمی دانید! رزولوشن نمایشگر این گوشی ۱۲۸×۱۶۰ پیکسل است. سعی کنید از ۱ تا ۱۶۰ بشمارید؟ چند ثانیه طول می کشد؟ من با حداکثر سرعتم در ۶۴۰۰۰۰۰۰ میکرو ثانیه توانستم تا این عدد را بشمارم. خیلی است! شما با یک نمایشگر بی نظیر طرفید! سایز نمایشگر این گوشی ۲ اینچ است و در نوع خود استثنایی است. در مقابل آفتاب ، خوانایی خارق العاده‌ی آن شما را حیرت زده می کند. حتی وقتی که نور نمایشگر گوشی خاموش می شود ، باز هم می توانید در مقابل آفتاب نوشته‌ها را بخوانید. این واقعا اعجاب انگیز نیست؟ این یعنی صرفه جویی در مصرف برق باتری. نمایشگر این گوشی از نوع لمسی است. شما می توانید نمایشگرش را با انگشتتان یا هر چیز دیگر لمس کنید. پس از لحاظ نمایشگر ، با گوشی ای فراتر از انتظارات خود طرفید.

بدنه

بدنه‌ی این گوشی از بهترین انواع پلاستیک است که آن را در برابر انواع ضربات و گرد و خاک محافظت می کند. به علاوه آن که وجود لایه‌ی نرمی که در تصویر با رنگ قرمز مشخص است ، کمک می کند که گوشی از دستتان نیفتد. در پشت این گوشی یک دوربین و یک قطعه‌ی آینه مانند در کنارش تعبیه شده و در زیر آن ، آرم شرکت نوکیا به صورت عمودی چاپ شده و در پایین آرم ، بلندگو جاسازی شده است. یعنی یک حالت کاملا استاندارد. دکمه‌ی خاموش و روشن گوشی در بالای آن قرار دارد. سنسور دریافت مادون قرمز هم در سمت راست و پایین گوشی جای گرفته که رنگی سیاه دارد. در قسمت بالا و چپ گوشی جایگاه هندزفری قرار دارد و در کنار دکمه‌ی خاموش و روشن گوشی ، جایگاه شارژر جاسازی شده است. هم چنین در کنار آن ، درگاه usb قرار دارد. در قسمت بالا و گوشه‌ی سمت راست گوشی ، یک جایگاه برای کسانی که می خواهند به گوشی شان بند وصل کنند و آن را از گردن خود آوریزان کنند قرار گرفته. شرکت نوکیا ظاهرا فکر همه جایش را کرده است.

صدا

صدای این گوشی از نوع پلی فونیک ۶۴ کاناله است. خوب این واقعا عالی است. من که صبح ها خیلی زود با صدای آن از خواب بیدار می شوم. شما با این گوشی می توانید به راحتی انواع موسیقی را پخش کنید و گوش دهید.کاری که با کمتر گوشی ای می توانید انجام دهید.

دوربین

دوربین این گوشی از نوع VGA است و تصاویر را با کیفیت عالی در حافظه‌ی ۵ مگابایتی خود که با وجود کارت حافظه‌ی مایکرو SD تا ۲.۰۵ گیگابایت قابل ارتقا است را ذخیره می کند. فضایی که حتی در هاست‌ها هم به این راحتی ها گیر نمی آورید! این گوشی قابلیت فیلم برداری را نیز دارد. کاری که حتی آیفون هم با آن همه افاده از پسش بر نمی آید! این گوشی تا ۴ برابر تصاویر را بزرگنمایی دیجیتال می کند. در این شرایط ، نیاز عکاسان حرفه‌ای به دوربین‌های سنگین و زشت که فقط قابلیت عکس و فیلم گرفتن دارند را برطرف می کند. رزولوشن عکس‌های این گوشی ۶۴۰×۴۸۰ پیکسل است. ما تا ۱۶۰ اش را به زور شمردیم!

سایر امکانات

این گوشی از نسخه‌ی جدید بلوتوث ، یعنی بلوتوث ۲ استفاده می کند. با توجه به این که کم‌تر گوشی بلوتوث داری در بازار یافت می شود ، پس باید فعلا به مادون قرمز بسنده کنید. این گوشی می تواند با استفاده از GPRS و EDGE به اینترنت متصل شود. کاری که تقریبا هیچ گوشی ای نمی تواند بکند. شما با مرورگر اصلی این گوشی می توانید HTML و xHTML را مشاهده کنید. چه برسد به این که رویش اوپرا مینی هم نصب کنید. شما با نوکیا ۵۲۰۰ می توانید انواع پیام‌های کوتاه و چند رسانه‌ای را بفرستید و رادیو‌ی اف ام با کیفیت عالی را گوش بدهید.

وجود سیستم عامل بسیار قدرتمند جاوا در این گوشی سبب شده که بتوانید تقریبا هر نرم افزار یا بازی ای که دلتان خواست را روی آن نصب کنید.

باتری

گوشی ۵۲۰۰ نوکیا با باتری لیتیوم یون با شدت جریان ۷۶۰ میلی آمپر به بازار عرضه می شود. قدرت باتری این گوشی مثال زدنی است! شما با این گوشی می توانید تا ۱۱۴۰۰ ثانیه کار کنید. اگر جرات دارید تا ۱۱۴۰۰بشمارید!

اما به طور کلی وزن این گوشی بسیار مناسب است و به راحتی می توانید آن را در دست بگیرید. به راحتی می توانید در این گوشی کتاب بخوانید و بازی کنید و با نصب انواع نرم افزارها ، کارایی‌های گوناگون را برای گوشی خود به ارمغان بیاورید. شما می توانید همواره ساعت را در صفحه‌ی نمایشگر خود بدون روشن کردن نمایشگر و مصرف باتری ، ببینید. یک قابلیت تقریبا منحصر به فرد!

می توانید صفحه کلید خود را با کد امنیتی قفل کنید تا برادر کوچکتان نتواند به آن دست بزند.

شما در این گوشی یک ماشین حساب دارید که بسیاری از اعمال ریاضی از جمله جمع ، تقسیم ، ضرب ، تقریق ، توان ، رادیکال ، سینوس ، کسینوس و تانژانت را می توانید به وسیله‌ی آن روی اعداد انجام دهید. همان طور که گفتم در این گوشی بی نظیر ، ساعت زنگ دار و حتی کرنومتر نیز موجود است. پس مربیان ورزش دیگر خیلی کارشان آسان می شود!

با وجود یک نوکیا ۵۲۰۰ در جیبتان ، هر لحظه می توانید یادداشت های خود را در آن ذخیره کنید. وجود صفحه کلید فیزیکی کامل ، نوشتن را برای شما آسان می کند. شما در این گوشی تقویم بسیار توانمندی را در اختیار دارید که می تواند تاریخ و چند شنبگی را به شما نمایش دهد. این خیلی عالی است! وجود یک نرم افزار به نام «لیست کارها» ، عمل ثبت کارهای روزانه و انجام آن‌ها و حتی هشدار به شما در زمان فرا رسیدن زمان انجام کار را برای شما انجام می دهد. از همه مهم تر این است که این گوشی کاملا فارسی است و به راحتی می توانید فارسی پیامک بفرستید و بخوانید. و البته زبان خود گوشی هم فارسی است.

من که دیگر بیش از این نمی توانم از گوشی قدرتمند و تمام عیار خود دور بمانم. پس نوشتن را خاتمه می دهم. امیدوارم که این گوشی را خریداری کنید و خودتان آن را تجربه کنید.

یک با یک برابر نیست

دسامبر 10, 2010 بیان دیدگاه

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود، های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند !
و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز
یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود.
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم
یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست

خسرو گلسرخی

معلم چو ناگه بیامد کلاس

دسامبر 10, 2010 بیان دیدگاه

معلم چو ناگه بیامد كلاس
چو شهر فروخفته خاموش شد
سخن های ناگفته در مغزها
به لب نا رسیده فراموش شد

معلم ز كار مداوم مدام
غضبناك و فرسوده و خسته بود
جوان بود و در عنفوان شباب
جوانی از او رخت بسته بود

سكوت كلاس غم آلوده را
صدای درشت معلم شكست
ز جا احمدك جست و بند دلش
از این بی خبر بانگ نا گه شكست

بیا احمدك درس دیروز را
بخوان تا ببینم كه سعدی چه گفت
ولی احمدك درس نا خوانده بود
به جز آنچه دیروز از آدم شنفت

زبانش به لكنت بیفتاد و گفت
بنی آدم اعضای یكدیگرند
وجودش به یكباره فریاد زد
كه در آفرینش ز یك گوهرند

در اقلیم ما رنج بر مردمان
زبان دلش گفت بی اختیار
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

تو كز ، تو كز …. وای یادش نبود
جهان پیش چشمش سیه پوش شد
نگاهی به سنگینی از روی شرم
به پائین بیفكند و خاموش شد

چرا احمد كودن بی شعور
نخواندی چنین درس آسان بیان
معلم بگفتا به لحن گران
مگر چیست فرق تو با دیگران

عرق از جبین احمدك پاك كرد
خدایا چه می گوید آموزگار
نمی داند آیا كه در این دیار
بود فرق بین دار و ندار

كه آنان به دامان مادر خوشند
و من بی وجودش نهم سر به خاك
به ایشان به جز مهر و لطف و خوشی
به من زندگانی زده سر ز چاك

به مال پدر تكیه دارند و بس
ولی من نشینم به اجبار و ترس
كنم با پدر پینه دوزی و كار
ببین ، دست و بالم پر از پینه اس

معلم چو كوهی ز جا كنده شد
كه این موج خشم پر از كینه است
به من چه كه مادر ز كف داده ای
به من چه كه دستت پر از پینه است

رود یك نفر سوی ناظم كه او
به همراه خود یك فلك آورد
نمایم پر از پینه پاهای او
ز چوبی كه بهر كتك آورد

ز چشمان احمد فرو ریخت اشك
ولی اشك خود از معلم نهفت
ز چشمان او كور سویی جهید
به یاد آمدش شعر سعدی و گفت

ببین ، یادم آمد كمی صبر كن
تحمل خدا را تحمل دمی
تو كز محنت دیگران بی غمی
نشاید كه نامت نهند آدمی

دید موسی یک شبانی را به راه

دسامبر 10, 2010 بیان دیدگاه

ديد موسي يك شباني را به راه/كو همي گفت اي خدا واي اله

توكجايي تا شوم من چاكرت/چارقت دوزم كنم شانه سرت

دستكت بوسم بمالم پايكت/وقت خواب آيد بروبم جايكت

اي فداي توهمه بزهاي من/اي به يادت هي هي وهي هاي من

زين نمط بيهوده مي گفت آن شبان/گفت موسي با كه هستت اي فلان

گفت با آن كس كه ما را آفريد/اين زمين و چرخ از او آمد پديد

گفت موسي،  هاي خيره سرشدي/خود مسلمان ناشده كافر شدي

اين چه ژاژاست وچه كفراست و فشار/پنبه اي اندر دهان خود فشار

گرنبندي زين سخن تو حلق را/آتشي آيد بسوزد خلق را

گفت اي موسي دهانم دوختي/وز پشيماني تو جانم سوختي

جامه را بدريد و آهي كرد و تفت/پافتاد اندر بيابان و برفت

وحي آمد سوي موسي از خدا/بنده ي ما را ز ما كردي جدا

تو براي وصل كردن آمدي/ني براي فصل كردن آمدي

درحق او مدح و درحق تو ذم/در حق او شهد و درحق تو سم

ما بري از پاك و ناپاكي همه/از گران جاني و چالاكي همه

من نكردم خلق تا سودي كنم/بلكه تا بربندگان جودي كنم

ما برون را ننگریم و قال را/ما درون را بنگریم و حال را

خون شهيدان را زآب اولي تر است/اين خطا از صد ثواب اولي تر است

لعل را گر مهر نبود باك نيست/عشق را درياي غم غمناك نيست

در دل موسي سخن ها ريختند/ديدن و گفتن به هم آميختند

چون كه موسي اين خطاب از حق شنيد/در بيابان در پي چوپان دويد

عاقبت دريافت او را و بديد/گفت مژده ده كه دستوري رسيد

هيچ آدابي و ترتيبي مجوي/هر چه مي خواهد دل تنگت بگوي

احتمالا مولوی

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.